تبلیغات
نیلوفری - داستان های حکایت آموز
نیلوفری
عاشقی که معشوقش اون سر دنیاس

بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 21 آبان 1388

زن کامل
ملا نصر‌الدین با دوستی صحبت می‌کرد.
دوستش می گفت: ملا، هیچ وقت به فکر ازدواج افتاده‌ای؟
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: فکر کرده‌ام. جوان که بودم، تصمیم گرفتم زن کاملی پیدا کنم. از صحرا گذشتم و به دمشق رفتم و با زن پر حرارت و زیبایی آشنا شدم، اما او از دنیا بی‌خبر بود. بعد به اصفهان رفتم، آن جا هم با زنی آشنا شدم که معلومات زیادی درباره‌ آسمان داشت، اما زیبا نبود. بعد به قاهره رفتم و نزدیک بود با دختر زیبا، با ایمان و تحصیل کرده‌ای ازدواج کنم.
دوستش گفت: پس چرا با او ازدواج نکردی؟
ملا نصر‌الدین پاسخ داد: آه رفیق! متاسفانه او هم دنبال مرد کاملی می‌گشت!




طبقه بندی: داستان های حکایت آموز، 
ارسال توسط پارادایس عاشق
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام تیم مورد علاقه شماست؟








صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin