تبلیغات
نیلوفری - داستان های حکایت آموز
نیلوفری
عاشقی که معشوقش اون سر دنیاس

بازدید : مرتبه
تاریخ : یکشنبه 1 آذر 1388

دیوانه گریان
شخصی از راهی میگذشت، دید دیوانه ای بالای قبری نشسته و گریه میکند. پرسید چه میکنی؟
دیوانه گفت: پدرم مرده...
آن شخص گفت: قبری که تو باالای آن نشسته و گریه میکنی، قبر بچه است، از آدم پیر نیست...
دیوانه گفت: پدر من هم در بچگیش مرده...




طبقه بندی: داستان های حکایت آموز، 
برچسب ها: داستان های حکایت،
ارسال توسط پارادایس عاشق
آرشیو مطالب
نظر سنجی
کدام تیم مورد علاقه شماست؟








صفحات جانبی
امکانات جانبی
blogskin